میلاد آنکه عاشقانه بر خاک مرد
نگاه کن چه فروتنانه برخاک می گسترد
آنکه نهال نازک دستانش
از عشق
خداست و پیش عصیانش
بالای جهنم
پست است
آن کوبه یک آری می میرد
نه به زخم صد خنجر
مگر آنکه از تب وهن
دق کند
قلعه ای عظیم
که طلسم دروازه اش
کلام کوچک دوستی است
انکار عشق را
چنین که بر سر سختی پا سفت کرده ای
دشنه مگر
به آستین اندر
نهان کرده باشی
که عاشق
اعتراف را چنان به فریاد آمد
که وجودش همه
بانگی شد
نگاه کن
چه فروتنانه بر درگاه نجابت
به خاک می شکند
رخساره ای که توفانش
مسخ نیارست کرد
چه فروتنانه در آستانه تو به خاک می افتد
آنکه در کمرگاه دریا
دست
حلقه توانست کرد
نگاه کن
چه بزرگوارانه در پای تو سرنهاد
آنکه مرگش
میلاد پر هیاهوی هزار شهرزاده بود
نگاه کن!
رفیق احمد زیبرم در خانواده ای ماهیگیر در شهر بندر انزلی به دنیا آمد.از همان سنین کودکی برای ادامه تحصیل و کمک به خانواده به کار باربری در شهر مشغول شد و چندی بعد به استخدام اداره ی شیلات در آمد.پس از پایان تحصیلات و اتمام دوره ی سربازی با شغل کتابداری در کتابخانه ی شهرداری کار خود را آغاز کرد.زندگی با کارگران و توده های فقیر به همراه شرکت در کار گروهی او را در مسیری بی بازگشت قرار داد.اواخر سال 1349به همراه احمد فرهودی – کاظم سلاحی و حمید توکلی در عملیات مصادره ی بانک ونک حضور داشت.اواخر زمستان 1350به همراه رفیق حسن نوروزی چند نارنجک به خود متصل نموده و به سفارت آمریکا حمله بردند وپس از انجام موفقیت عملیات به پایگاه خود بازگشتند.در حمله به کلانتری قلهک و اعدام فرسیو شرکت نمود.پس از پایان عملیات عکس او به همراه 8 نفر دیگر از چریک های فدایی با تعیین 900هزار تومان جایزه برای هر کدام به طور گسترده منتشر شد.درعملیات مصادره ی بانک آیزنهاور در سال 1350حضور داشت و در تیم چریکی به فرماندهی اسکندر صادقی نژاد فعالیت می نمود و در 3خرداد ماه 1350پس از محاصره ی خانه ی تیمی در خیابان طاووسی به کمک پوشش آتش رفیق اسکندر صادقی نژاد، همراه عباس جمشیدی رودباری و سه رفیق دیگر با شکستن حلقه ی محاصره موفق به فرار می شود.در 28 مرداد 1351خانه ی تیمی آنها در منطقه ی نازی آباد در محاصره ی نیروهای ساواک قرار می گیرد.پس از خروج از خانه در جریان درگیری زخمی شده ،وارد خانه ای می شود.از زن صاحبخانه درخواست می کند که زخم هایش را یه کمک چادرش ببندد و پول چادر را به او میدهد.زن صاحبخانه از دریافت پول خودداری می کند.رفیق احمد آنها را در مکانی امن که از آسیب در امان باشند ،قرار می دهد و تا آخرین گلوله با ماموران ساواک مبارزه می کند تااینکه به شهادت می رسد.روزنامه ی کیهان جریان این درگیری و شهادت رفیق احمد را به همراه گفته های زن صاحبخانه بدون تغییر منتشر ساخت.پس از قیام بهمن1357 جمهوری اسلامی از برگزاری مراسم بزرگداشت رفیق احمد در شهر بندر انزلی جلوگیری نمود و مراسم یادبود کوچکی در خانه ی مادر رفیق زیبرم برگزار شد.درهمین روز، جمهوری اسلامی به خلق کردستان حمله نمود و بنی صدر این گونه سخن گفت:"تا پایان سرکوبی مردم کردستان،پوتین هایم را از پا در نخواهم آورد".
رفیق مهر نوش
