تبليغاتX
آرمان خلق

آرمان خلق

نبرد تا رهایی!

آخرین دست نوشته ها

مطلب زیر اثر شهید حسن منصوری با نام مستعار کامران از تشکیلات دانش آموزی ودانشجویی  سازمان پیکار در راه آزادی طیقه کارگر ارومیه می باشد که یک روز قبل از شهادت خود در19مرداد ماه1360 به رشته تحریر در آورده است. به منظور دریافت مطالب بیشتر می توانید به کتاب حماسه پیکارگران در سپیده دم اعدام مراجعه کنید.

آخرین دست نوشته ها

"بین سرمایه داری و کمونیسم دره ی عمیقی است که با خاکستر ما کمونیست ها پر خواهد شد."رفیق هوشی مین

کارگران و زحمتکشان ایران!

هم اکنون شاهدیم که رژیم جمهوری اسلامی با درندگی هر چه تمام تر به اعدام انقلابیون و توده های زحمتکش مشغول است.رژیمی که در واقع،میوه چین جانبازی ها و قهرمانی های شما می باشد.رژیمی که بعد از قیام خونین 22بهمن سلاحی را که شما به دست داشتید و به طرف سرمایه داری وابسته نشانه می رفتید از دستتان گرفت و راه سازش را در پیش گرفت.رژیمی که برای حفظ سرمایه داری و پاسداری از آن به شیوه های مختلف از جمله نیرنگ و سرکوب آشکار کوشید.اما جمله ی معروفی است که می گوید تا ظلم هست،مبارزه هم هست.بعد از قیام خونین ریشه های مادی این ظلم از بین نرفت.مبارزه ی توده ها هم ادامه یافت .مبارزه ای که سرانجام به حاکمیت توده ها به رهبری طبقه ی کارگر خواهد انجامید و این حقیقتا مسیر تاریخ جوامع می باشد.سرانجام طبقه ی کارگر و زحمتکشان به پیروزی دست خواهند یافت وجامعه ی سعادتمند خود ،سوسیالیسم وکمونیسم را خواهند ساخت.اما این کار آسان نیست .برای تحقق این امر باید خون ها جاری شود وانقلابیون باید اعدام گردند.به همین خاطر اعدام ما به دست رژیم جمهوری اسلامی امری طبیعی است و ما با افتخار به استقبال چنین مرگ سرخی می رویم.کشته شدن در راه طبقه ی کارگر واقعا که افتخار است.من به خانواده ام،به مادر ،به پدر،به خواهرانم و به برادر کوچکم وهمه ی فامیلم سلام دارم و از همه ی آنها می خواهم نه تنها از مرگ من بلکه از مرگ هیچکدام از انقلابیون ناراحت نباشند و سرافراز و سربلند باشند.من به تمامی رفقایم توصیه می کنم که راه طبقه ی کارگر را با سرسختی هرچه تمام تر ادامه دهند.البته ایمان دارم که آنها نیز چنین خواهند کرد.

- برقرا باد جمهوری دموکراتیک خلق !

- زنده باد سوسیالیسم!

- زنده باد کمونیسم!

                                                                              حسن منصوری 18/5/1360

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت   توسط دلاسرنا  | 

 

حکومت ایران امروز صبح 18مردا ماه چندین نفر از فعالین سندیکای کارگران شرکت واحد به نام های ابراهیم مددی- ابراهیم گوهری- داود رضوی – یعقوب سلیمی- همایون جابری و غلامرضا غلامرضایی  را دستگیر نمود.از تعداد دقیق دستگیرشدگان هنوز خبری در دست نیست.خانه ی منصور اسانلو همچنان در محاصره ی نیروهای مزدور رژیم می باشد.به منظور کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص می توانید به وبلاگ سلام سوسیالیسم که آدرس آن در پیوند های وبلاگ می باشد مراجعه کنید.متن زیر از طرف آرمان خلق تقدیم به این دلاوران باد.

به دشمن

                                                                                                  

 چه خیال پوچی را درسرمی پرورانند                                                                                                                آنان که با بند کشیدن فرزندان خلقی

بر آنند مبارزات ملتی را به نیستی کشانند

در کجای تاریخ مبارزاتی خلقی دیده شده

با شکنجه

اعدام

و زندان های طولانی مدت

می توان خواست آنها را

مبنی بر نابودی کامل استثمار انسان از انسان

به چرخ دنده های زوال سپرد

بنگر

اوین را بنگر

قزل قلعه ها را بنگر

در جای جای آن حماسه ای می بینی در خور ستایش

حماسه ای که ضحاک را به نبرد می خواند

چگونه می خواهید فریاد ها را در گلو خفه سازید

آنگاه که زمزمه های بیداری خلقی به گوش می رسد

می بینم

می بینم آن روز را که خلقی به پا خواسته

و هیچ نرون و هیتلری را یارای ایستادگی در برابرش نیست

(رفیق خسرو)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت   توسط دلاسرنا  | 

به مردان تیز خشم که پیکار می کنند

به آنان که با قلم تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می کنند

 

به تمامی نیروهای آزادی خواه

آرمان خلق از تمامی نیروهای آزادی خواه در ایران جدای هر گونه موضع گیری و مشی سیاسی در خواست نموده به منظور مقاومت در برابر موج جدید سرکوب رژیم متحد شده و برای رهایی تمامی آزادی خواهان گرفتار در سیاهچال های رژیم به مقابله برخیزیم.آرمان خلق دراین راستا از اجرای مراسم در روز پنجشنبه 18مرداد ماه استقبال نموده و از تمامی نیروهای آزادی خواه در خواست شرکت در این مراسم را داشته تا این روز را به روز اعتراض برای رهایی تمامی رفقای دربندمان تبدیل کنیم.

                                                                                                                ون  سرموس     

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت   توسط دلاسرنا  | 

زنان در جنبش مشروطه

بین سال های 1284تا1290خورشیدی مبارزات زنان میهنمان همراه با جنبش مشروطه خواهی گسترش یافت.زنان ایران انجمن های مخفی تشکیل داده و با فعالیت های مسلحانه به حمایت از قانون اساسی برخواستندودر حمایت از اقتصاد داخلی چای – شکرو منسوجات خارجی را تحریم نمودند.به منظور تاسیس بانک ملی اقدام به جمع آوری جواهرات-پول و اوراق قرضه نموده ودر تظاهرات ها و اعتصاب های حمایتی از مشروطه خواهان شرکت می نمودند.

در آذربایجان زنان دوشادوش مردان در جنبش شرکت داشتند.در تبریز کمیسیون کمک به مقومت تشکیل شدوزنان آذربایجان جواهرات خود را در اختیار صندوق این کمیسیون گذاشتند.در زمان محاصره ی تبریز زنان نه تنها در پشت جبهه شرکت فعال داشتند،در میدان های نبرد نیز به یاری مردان شتافتند.زنان کشاورز در روستاهای آذربایجان در حالی که فرزندان خردسال خود را بر پشتشان حمل می نمودند،اسلحه به دست گرفته وبه مبارزه برخواستند.در گوشه ای از اسناد انجمن تبریز این گونه امده است:"گزارش های موثقی حاکی است که در جریان جنگ زنان رزمنده که خود را به صورت مردان در آورده بودند ،در یکی از بخش های مهم شهر جنگیدند.اینان که در تیراندازی مهارت داشتند به درون نیروهای دشمن رخنه کرده و سرب مذاب بر روی آنها ریختند."

روزنامه ی حبل المتین در این باره می نویسد:"در یکی از درگیری های بین اردوی انقلابی ستارخان با محمد علی شاه،بین کشته شدگان انقلابی جسد 20زن مشروطه طلب در لباس مبدل پیدا شده."

در مدت 11ماه محاصره ی تبریز زنان نامه ای به عین الدوله نوشتند که گوشه ای ازآن به قرار زیر است:

"اگر چنین می پندارید که با ظلم بی حد خود مردم ایران را از مشروطه باز می دارید سخت بر خطا هستید.ما برای چند ماهی غذای کافی داریم وپس از آن نیز به خوردن میوه،گیاه وبرگ درخت دست خواهیم زد وحتی گوشت گربه و حیوانات دیگر را خواهیم خورد و سرانجام خواهیم مرد.اما مطمئن باشید که تسلیم وسوسه های شیطانی محمد میرزا نخواهیم شد و شما نیز مورد لعن و نفرین ابدی مردم ایران خواهید بود."

در جریان اولتیماتوم روسیه تزاری به ایران 300زن در حالی که زیر دامن و در آستین خود تپانچه حمل می نمودند به طرف مجلس حرکت کرده و روبندهایشان را کنار زدند و تهدید نمودند که اگر آزادی و استقلال ایران را به بیگانگان دهید،ابتدا شوهران و پسران خود را کشته و سرانجام خود را خواهیم کشت.

                                                                                                       رفیق مهرنوش

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت   توسط دلاسرنا  | 

    تقدیم به رفقای محبوس در سیاهچال های رژیم

                                                                      

عصیان

به عصیان سخن شد

در شهری خفته

روانه شکنجه گاه شدیم

در زندانی بی مرز

زبان های بریده

و فرود پیاپی شلاق زمان

بر اجساد نیمه جان

بیداد سرما

نگاه مرگ در بند

جوخه ی اعدام

فراموش خانه ی زندگان

زمزمه ی خنده های مستانه در گوش

آهنگی شوم

مرگ بر دیوار های بند می کوبد

زنجیرها به شرم آمده اند

به عصیان سخن می آید

می آید

امیدی اندک

صبح را می بینم

                                                                                      (رفیق سیامک)                      

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت   توسط دلاسرنا  |