تبليغاتX
آرمان خلق

آرمان خلق

نبرد تا رهایی!

با درود بر رفیق پروانه شیرین لو

در مورد وقایع 30تیر 1331در سایت ها و وبلاگ های بسیاری سخن گفته شده است.انچه از قلم افتاده،از خود گذشتگی بسیاری از رفقا در این روز و روز 23تیرماه 1330می باشد.شاید اوردن نام برخی از شخصیت ها و احزاب و سازمان های سیاسی از جا نب بعضی عملی نادرست و خائنانه باشد.با این وجود ارمان خلق جدای هر گونه موضع گیری و استراتژی احزاب و سازمان های سیاسی و رهبرانشان ،قدردانی و سپاس گذاری ازفرزندان راستین خلق را هر چند مختصروظیفه ی خود دانسته ،یاد و خاطره ی همه ی رهروان راه ازادی و برابری را گرامی می دارد.

23تیرماه 1330

روز 23 تیرماه 1330مصادف با سالگرد نخستین اعتصاب عظیم کارگران نفت جنوب در سا ل 1325بود.در این روز اوریل هریمن به نمایندگی از طرف هنری ترومن به تهران امد.در این روز از طرف حزب توده میتینگی در میدان بهارستان برگزار شد.در ابتدا همه چیز عادی به نظر می رسید .وقتی صف راهپیمایان به میدان بهارستان رسید،چماق به دستان و چاقوکشان وابسته به حزب زحمتکشان ایران-مجاهدین اسلام قنات ابادی و حزب ایران که ار ابتدای همین ماه کمیته دفاع ملی!را تشکیل داده بودند،به مردم هجوم اوردندوپشت سر انها تانک ها و مسلسل ها به کار افتادندوچندصد نفر کشته و زخمی شدند.در این هنگام پروانه شیرین لو یکی از اعضای جوان حزب توده ایران خود را به زیر تانک انداخت تا جلوی پیشروی تانک ها و اسیب به مردم گرفته شود.او برای همیشه سلامتی یک پای خود را از دست داد.سال ها بعد انطور که رفیق راضیه ابراهیم زاده اولین زندانی سیاسی زن ایران درکتاب خود با نام"خاطرات یک زن توده ای "بیان می دارد،او را در شهر ورشو پایتخت لهستان ملاقات نموده و از این ملاقات ابراز شادمانی می کند.قهرمانی و مقاومت مردم بی نظیر بود.زیر رگبار مسلسل قطعنامه میتینگ خوانده شد.نخستین سخنران مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به زمین افتاد.مبارز دیگر جای او را گرفت وقطعنامه خون الود را به پایان رساند.در کل مطالب قطعنامه افشای امپریالیست های امریکا و انگلیس- دفاع ار ملی شدن صنعت نفت ودعوت از توده مردم در حمایت از دولت دکتر محمد مصدق بود.رهبری این جنایت بر عهده ی سرلشکر زاهدی در مقام وزارت کشور بود.در این توطئه سیاه ترین نیروهای ارتجاعی دوشادوش زاهدی و بقایی شرکت داشتند.

30تیر1331

از 26تا 28تیرماه در تهران و برخی از شهرهابازار و دکان ها تعطیل ولی پایداری چندانی نداشت.سران بازار می کوشیدند مساله را با همکاری شاه حل کنندوحتی بعضی از رهبران بازار پیشنهاد تحصن در دربار را ارائه دادند.تماس های حزب توده با مصدق از 27تیرماه برقرارشدودر28تیرماه به نتیجه رسید.ابتدا کارگران نفت ابادان به میدان امدند.در ابادان چندین نفر کشته و زخمی شدند.مقاومت در برابر قوام ابعاد وسیع توده ای به خود گرفت.تمام کارخانه ها و موسسات تولیدی وارد اعتصاب شدند.با تعطیلی کارخانه ها و دانشگاه ها ،ده ها هزار کارگرودانشجووجوان مبارز به میدان امدند.نبرد خیابانی با تزلزل در صفوف ارتش به پیش می رفت.واحد تانک زیر نظر سرهنگ حبیب پرمان به مردم پیوست وپرمان از تانک پایین امده ،سردوش های شاهنشاهی را کنده و به مردم پیوست.این اقدام دربار را نسبت به وفاداری ارتش در صورت ادامه نبرد دچار تردید نموده و انها راوادار به عقب نشینی کرد.قوام السلطنه خیلی خسته و ناتوان به نظر می رسید.به گونه ای که زیر بغلش را می گرفتند.او در تمام این مدت در حالت اغما به سر می برد.ساعت14:30دقیقه علا وزیر دربار و یزدان پناه به قوام اعلام نمودند که نزدیک 500نفر کشته شده اندوشهر در وضعیت انقلابی به سر می برد.ساعت 17قوام السلطنه استعفا دادوفردای ان روز دادگاه بین المللی لاهه عدم صلاحیت خود را اعلام نمود و به نفع ایران رای داد.

 

 

رفیق پرویز

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت   توسط دلاسرنا  | 

افتخار

من مادرم ،من خواهرم

من همسری صادقم

من یک زنم

زنی که دهکوره های مرده جنوب

زنی که از اغاز

با پای برهنه

دویده است سرتاسر خاک تف کرده ی

دشت ها را

من از روستاهای کوچک شمالم

زنی که از اغاز

در شالیزار و مزارع چای

تا نهایت توان گام زده است

من از ویرانه های دور شرقم

زنی که از اغاز

با پای برهنه

عطش تند زمین را

در پی قطره ای اب در نوردیده است.

زنی که از اغاز

با پای برهنه

همراه باگاو لاغرش در خرمنگاه

از طلوع تا غروب

از شام تا بام

سنگینی رنج را لمس کرده است .

من یک زنم

از ایلات اواره ی دشت ها و کوه ها

زنی که کودکش را در کوه به دنیا می اورد

و بزش را در پهنه ی دشت از دست می دهد

و به عزا می نشیند

من یک زنم

کارگری که دست هایش

ماشین عظیم کارخانه را به حرکت در می اورد

و هر روز

توانائیش را دندانه های چرخ

ریز ریز می کنند پیش چشمانش

زنی که از عصاره ی جانش

پروارتر می شود لاشه ی خونخوار

و از تباهی خونش

افزون تر می شود سود سرمایه دار

زنی که مراد مفهومش

در هیچ جای فرهنگ ننگ الود شما

وجود ندارد.

که دست هایش سپید

قامتش ظریف

که پوستش لطیف

و گیسوانش عطر اگین باشد

من یک زنم

با دست هایی که

از تیغ برنده رنج ها

زخم ها دارد.

زنی که قامتش از نهایت بیشرمی شما

در زیر کار توانفرسای

اسان شکسته است

زنی که پوستش ائینه ی افتاب کویر است.

وگیسوانش بوی دود می دهد.

من زنی ازاده ام

زنی که از اغاز

پا به پای رفیق و برادر خود

دشت ها را درنوردیده است.

زنی که پرورده است

بازوی نیرومند کارگر

و دست های پر قدرت دهقان را

من خود کارگرم

من خود دهقانم

تمامی قامت من نقش رنج

و پیکرم تجسم کینه است.

چه بیشرمانه است که به من می گویید

رنج گرسنگی ام خیال

و عریانی تنم رویا است

من یک زنم

زنی که مرادف مفهمش

در هیچ جای فرهنگ ننگ الود شما

وجود ندارد.

زنی که در سینه اش دلی

اکنده از زخم های چرکین

خشم است.

زنی که در چشمانش

انعکاس گلرنگ گلوله های ازادی

موج می زند.

زنی که دستانش را کار

برای گرفتن سلاح پرورده است.

                                                                                                                                               ( شهید خلق مرضیه احمدی اسکویی)

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت   توسط دلاسرنا  |