تبليغاتX
آرمان خلق

آرمان خلق

نبرد تا رهایی!

 

دکترتقی ارانی 

 

سخنی چند با رفقا:مطلب زیر نوشته ی رفیق د-بزرگ می باشد.امید که این مطلب بتواند کمکی     باشد به روشن شدن انچه بر جنبش ما رفته است .                                                                                 

دکتر تقی ارانی                                

بنا بر قول یکی از بستگان مرتضی علوی ،دکتر ارانی پس از بازگشت به ایران و اقدام به انتشار مجله ی "دنیا"طی یک ماموریت دولتی به المان سفر کرد و طی این سفر با مرتضی علوی ملاقات به عمل اورد .با اینکه تاریخ دقیق این سفر بر ما روشن نیست ،ولی به هر حال طی انتشار "دنیا"بوده، قاعدتا او علوی رادر برلن  ندیده بوده است،بلکه در کشور دیگری که احتمالا شوروی بوده ،زیرا طبق قول همین شخص ،شورشیان (یعنی همان کسی که بنا بر مدافعات ارانی در اواخر سال 1915،از طرف شهربانی رضا خان به عنوان مظنون به قاچاقچی دستگیر شده بود-نگاه کنید به جلد اول اسناد جنبش کمونیستی –چاپ دوم ص 146)ارانی و کامبخش را از مسکو می شناخته بود.شورشیان ارانی ،کامبخش و بهرامی را لو داده ،و کامبخش بقیه را،همین منبع می افزاید که کامبخش به مدت 24 ساعت فراری بود و "پس از ملاقات با کسی که نمی تواند معرفی کند ،خود رابه پلیس تسلیم کرد."بدین ترتیب اصل قضیه همچنان بلا تغییر می ماند که کامبخش در لو دادن 53نفر،اگر نه همه ،دست کم گروه کثیری شریک و مقصر بوده،مضافا اینکه فراری شدن کامبخش به مدت 24ساعت وملاقاتش با کسی که" نمی تواند معرفی کند"امریست مشکوک و باز تبرئه کننده او نیست .بعلاوه نباید فراموش کرد که به قول صریح خود ارانی کسی که یک پرونده در دادرسی ارتش داشته ،و زیر تهدید شهربانی "مجبور می شود تمام فانتزی ها و افسانه های تلقین شده را که شهربانی موجد و بافنده ی ان بوده است تصدیق کرده و از خود شاخ و برگ جعلی بر ان ترتیب دهد"کسی جز کامبخش نبوده و این گناه کمی از او نیست.تحقیقات ما همچنین نشان می دهد که انتشارات کمینترن استالینیستی نه به هنگام دستگیری ، نه محاکمه و نه صدور رای دادگاه کوچکترین ذکری یا تبلیغی در دفاع از گروه 53 به عمل نیاورد. نشریات کمینترن استالینستی طی سالهای 1937-39 در مورد ارانی و گروه او سکوتی مرگباررابه نمایش گذاشتند.باید توجه داشت در حالی که نمایندگان دیپلماتیک کشور امپریالیستی چون بریتانیا در ایران نسبت به محاکمه گروه ارانی "حساسیت نشان دادند،مسئولین استالینیستی "میهن سوسیالیسم"و این" کعبه امال پرولتاریای جهان"حتی یک خبر کوچک هم در مورد دستگیری ،محاکمه ،محکومیت ،یا مرگ ارانی منتشر نساختند.حتی کتابی که چند سال پیش درباره ی رهبران جنبش کمونیستی جهان منتشر شد و مقاله ای هم درباره ی ارانی داشت ،کوچکترین ذکری از دفاع کمینترن استالینیستی از گروه ارانی نمی کند.دستگیری ،محاکمه و محکومیت گروه ارانی در ان زمان که حکومت رضا خان به دامن فاشیسم هیتلری خزیده بود امر کوچکی نبود و امری نبود که از انظار تیزبینان به دور ماند.این امر از تزلزل و انزوای افزاینده حکومت حکایت می کرد ،پدیده ای که به هیچ وجه از دید مسئولین ایران در وزارت خارجه بریتانیا پوشیده نماند.یکی از این مسئولین بر گزارش محرمانه سفیرشان از تهران در مورد دستگیری و محاکمه ی گروه ارانی نوشت ، این دستگیری ها نشانه ی "بی ثباتی "است و حتی از صدور احکام ده ساله برای "جرم"عضویت در یک  "گروه کمونیستی"در شگفتی شد وان را نامتناسب دانست.نگاهی به گزارش محرمانه سفیر امپریالیسم بریتانیا در ایران به لندن بعد سکوت توطئه امیز کمینترن استالینیستی را در مورد گروه ارانی بر ملا می سازد.سفیر در سوم نوامبر 1938نوشت ،گفته می شود متهمین اعضای سازمانی هستند که "توسط اتحاد جماهیر شوروی س.ر. رهبری و اداره مالی می شوند.هدف انان اشاعه تبلیغات کمونیستی در این کشور از طریق نشریه و غیره"بوده است. او سپس می افزاید گو اینکه گفته می شود که متهمین که غالبا دانشجو هستند شش هفته پیش از محاکمه دستگیر شده بودند،ولی وی استنباط می کند که "در واقع برخی از این دستگیری ها دو سال پیش رخ داد."این امر می رساند که رژیم رضا خان از اعلام دستگیری ها در میان عام هراس داشت و لذا افشای او از جانب نیروهای مترقی وظیفه ای هر چه سنگین تر بود .سفیر سپس می افزاید که نبودن مدرک علیه متهمین ممکن است موجبات ابروریزی دادستان بشود ولی انتظار می رود که احکام از سه تا ده سال صادر گردد.او این نظر محافل تهران را نیز منعکس می کند که گروه "بیش از یک انجمن مباحثه دانشجویی با گرایش های چپ نبوده است.پس از اتمام محاکمه ،سفیر انگلیس از تهران گزارش داد که در حالیکه ادعانامه ی دادستان تمام و کمال در مطبوعات و روزنامه ی ژورنل دو تهران (فرانسه)چاپ شد،ولی متن دفاعیه ی وکلای مدافع تنها دو تن از متهمین در مطبوعات محلی نشر یافت.بنا بر گزارش سفیر انگلیس ،خط دفاعی وکلای .دافع بر این اساس بود که ،الف –هیچ مدرک و سند قابل لمسی بمثابه پشتوانه ی اتهامات ارائه داده نشد و انچه به عنوان سند و مدرک عرضه شد عبارت بود از "اعترافات"برخی متهمین ،و ان هم نه در دادگاه ،بل در زندان ،و ب- اینکه این "اعترافات"عمدتا "اعتراف"برخی علیه افراد دیگر بوده است ومی تواند ملهم از این نیت معترفین باشد که بخواهند خود را خلاص کنند،وج-اینکه این "اعترافات"در تضاد با واقعیات مربوط به شخصیت و وضع متهمین بوده است .سفیر بریتانیا سپس علاوه می کند که از گروه 53نفر،45نفر"گناهکار"شناخته شدند.از این 45 نفر ،10نفر هر یک یه جرم "عضویت در گروه کمونیستی و اشاعه ی کمونیسم"به ده سال زندان انفرادی و بقیه به جرم تنها عضویت به حبس های 2تا 7سال محکوم گردیدند.باید این را هم اضافه کرد که حتی در چشم سفیر کشور امپریالیستی بریتانیا در ایران احکام صادره "به طور نامتناسبی شاق"     بوده اند و به عقیده ی او این سختگیری ناشی از این بود که رژیم رضا خان می خواست یه سادگی به همه بفهماند که تحت رژیم او هیچ اقدامی که کوچکترین بویی از کمونیسم بدهد تحمل نخواهد شد.سفیر همچنان می افزاید ان کسانی که موفق شده بودند اجازه ی ورود به دادگاه را بگیرند همه تحت نظر اگاهی (سازمان امنیت وقت) قرار داشتند و اگاهی ماموریت داشت هر نوع ابزار همبستگی با متهمین را زیر نظر بگیرد.خواننده توجه دارد که اهمیت افشا رضاخان در انزمان و تبلیغ علیه محاکمات فاشیستی گروه ارانی و امثالهم در دوران رشد روز افزون فاشیسم چه اهمیت ویزه ای داشت که حتی سفیر بریتانیا نیز از ان غافل نماند.اینکه چرا دستگاه های استالینی در انزمان مهر سکوت بر لب نشاندند و حتی مزه ای هم در دفاع تکان ندادند و حتی مژه ای هم در دفاع تکان ندادند را ما به داوری همگان می گذاریم.در خاتمه چند نکته دیگر را که منبع اخیرا یاد کرده است متذکر می شویم. بنا بر اطلاعاتی که این منبع از ارشیوهای حکومت وایمار المان تحصیل کرده ،دکتر ارانی یه هنگام اقامتش در المان فعالیت دانشجویی داشت و ریاست انجمن دانشجویان ایرانی در برلن را به عهده داشت. همچنین باید متذکر شد که از اسناد وزارت خارجه المان بر می اید که ارانی ،به عنوان رئیس انجمن دانشجویان ایرانی در برلن ،به هنگام اخراج ازاد زاده ،فعال کمیته ی جمهوری خواهان انقلابی ایران (وابسته یه حزب کمونیست ایران)در المان،دخالت کرده،به اخراج او اعتراض نمود.همین امر و فعالیت ایرانیان مقیم المان علیه رژیم پهلوی و بویژه تیمورتاش ،وزیر دربار و همه کاره رضا خان ،موجبات فرا خواندن او را به ایران فراهم اورد.اگر چه دلیل قطعی در دست نیست ،ولی به نظر می رسد که وی با کمیته مرکزی فرقه جمهوری انقلابی ایران که از جانب سلطان زاده مطرح می شد ،بی ارتباط نباشد.این امر یاز به تحقیق بیشتری دارد.(در مورد این اعلامیه نگاه کنید به کتاب مهرداد و مسائل انقلاب و سوسیالیسم –مانیفست سوم.)مضافا اینکه بنا بر توصیه پروفسور روزن المانی ،کار تدریس در سمینار السنه شرقی برلن از طرف پروفسور میتووخ به دکتر ارانی واگذار گردید.همچنین ارانی طی اقامت خود در برلن با مجله ی" ایرانشهر"نیز همکاری داشت و طی سال های 1923-25 مقالاتی در ان مجله منتشر ساخت.دکتر تقی ارانی ،فرزند ابوالفتح خان ارانی –کارمند  مالی ایران در پنجم سپتامبر 1902(15شهریور 1281) در تبریز متولد شد و در 14 بهمن 1318در زندان رضا خان شهید شد و از خود ارثیه ای گرانبها برای مبارزه علیه سرمایه داری و به خاطر استقرار سوسیالیسم و حکومت پرولتاریا به جا گذاشت خاطره اش گرامی باد.                                    

د-بزرگ

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت   توسط دلاسرنا  | 

 

توجه:شعر زیر اثر رفیق احمد می باشد.از این رفیق اشعار                            ورمان های  انقلابی و خلقی چندی به یادگار مانده است .متاسفانه اثار این  رفیق  

 مدتی  پس از قیام بهمن 1357در ایران همچون دیگر اثار به شعله های اتش             سپرده شد.ارمان خلق درج مطالب و اثارفرزندان راستین خلق را وظیفه خود می داند. 

 

                                   صبحدم

 

ای ادم ها صبحدم نزدیک است و سپیده در صف

 

وصدای تپش قلب کبوتر ها

 

وصدای تن رود

 

باز می خواند ای ادم ها بشویید دل چرکین به زلال تن رود

 

بشتابید که عطر اگین است  صبحگاهان بهار

 

نقره گون گشته سپیدار و طلایی است چنار

 

سبزه ها روییده است

 

غرق خون است سراپای انار

 

باز از جغد اثر بایدجست ؟!

 

نه جغد را باید کشت

 

گاه صبح است سخن باید گفت

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت   توسط دلاسرنا  | 

تجربه ی یک انقلاب

 

توجه:مطلب زیر برگرفته از کتاب اتیوپی سال های انقلاب به قلم والنتین کوروویکوف نامزد دکترای جغرافی و فلسفه و خبر نگار مخصوص پراودا در افریقای جنوب شرقی می باشد.این اثر ترجمه ی رفیق پرویز می باشد.

در ادیس ابابا پایتخت اتیوپی بهمن عظیم انقلاب برای نخستین بار با اعتصاب تاکسیرانان به حرکت درامد.در نیمه ی فوریه ی 1974 به دنبال افزایش شدید قیمت بنزین حدود هزار نفر از راننده های تاکسی های سرمه ای رنگ فیات-600 دست به اعتصاب زدند.در هفدهم فوریه در خیابان های ادیس ابابا اتوبوس های بزرگ قرمز رنگ دیده می شد.مقامات شهر مانند همیشه وعده رسیدگی به به تقاضا ها را می دادند ولی اکثر رانندگان در اعتصاب خود باقی ماندند.نا ارامی در شهر بالا گرفت .سرکوب و بازداشت ها اغاز شد.در 22 فوریه شهر در کنترل نیروهای انتظامی به نظر می رسید.ولی این تازه شروع انقلاب بود.سربازان لشکر دوم مستقر در اریتره دست به شورش زدند.ایستگاه رادیویی اسمره به کنترل شورشیان در امد.موقعیت کشور سخت پیچیده و بحرانی به نظر می رسید.بی نظمی ها در پایتخت،اعتصاب معلمین،شورش در ارتش .به زودی باقیمانده ی ارتش نیز به لشکر دوم پیوستند.حکومت دیگر قادر به استفاده از نیروهای مسلح نبود.درخواست های نظامیان رنگ رادیکال تر و سیاسی تر به خود گرفت.در خواست های انها عبارت بود از :1-ازادی مطبوعات 2-ازادی تظاهرات 3-ازادی فعالیت احزاب سیاسی 4-اصلاحات ارضی به نفع دهقانان 5-تدوین قانون جدید کار 6-ازادی زندانیان سیاسی  7-تحصیلات رایگان برای همه 8-کنترل قیمت ها 9-محاکمه وزیران و مقامات فاسد 10- بالا بردن حقوق  کارگران و سربازان با در نظر گرفتن نرخ تورم  11-تشکیل کمیته ی دائمی از نظامیا و غیر نظامیان برای کنترل قیمت ها.

چنین خواست هایی از طرف دانشجویان ،معلمین و اتحادیه های کارگری نیز حمایت می شد.در 28 فوریه سخنگوی دربار استعفای هیئت وزیران را اعلام کرد.بدین ترتیب کابینه ی سیزده ساله ی  اکلیلو هابت ولد سقوط کرد.امپراطور فردی لیبرال به نام اندلکاتچو ماکونن که از وزرای کابینه ی سابق بود را به نخست وزیری و ریاست نیروهای نظامی کشور بر گزید.از همان اغاز گروه های سیاسی رادیکا کشور با او به مخالفت برخاستند.اعتصابات و ناارامی ها همچنان ادامه داشت.در پنجم ماه مه امپراطور وعده ی تجدید نظر در قانون اساسی و تغییر حقوق و ازادی های فردی را به مردم داد.در واقع امپراطور رژیم سلطنت مشروطه را به مردم وعده می داد.طبقه ی کارگر جوان و اتحادیه هایش نقش پیشگام و با اهمیتی در بیداری توده های شهری اتیوپی ایفا می کردند.اول ماه مارس شورای کنفدراسین اتحادیه های کارگری اتیوپی  خواست های خود را در 16 ماده خطاب به دولت اعلام نمودند.ماده هفدهم اینگونه اینگونه اعلام شد ،اگر به خواست های اساسی ما پاسخ داده نشود ،روز 7 مارس 1974دست به اعتصاب عمومی می زنیم.اولین اعتصاب عمومی در تاریخ 7مارس با شرکت بیش از صد هزار کارگر اغاز شد.کارخانه های با اهمیت اتیوپی نظیر کارخانه های قند –پالایشگاه های نفت-کارخانجات نساجی و همچنین راه اهن –بنادر و وسایل حمل و نقل عمومی از حرکت باز ایستادند.اعتصاب 4 روز ادامه داشت.در نتیجه دولت ناچار به تسلیم شد.در مطبوعات و رادیو تاویزیون ازادی بیان دیده می شد .روزنامه های اصلی پایتخت دست به افشاگری زدند و نظریات و مباحث مختلفی در مورد نهادهای اجتماعی و احزاب سیاسی ارائه می دادند.در طول ماه های مارس و اوریل امواج تظاهرات ،اعتصابات و میتینگ ها اتیوپی را درنوردیدند.موقعیت کشور هر لحظه حادتر و بحرانی تر می شد.در پایان ماه اوریل ارتش مستقیما وارد عمل شد و کنترل کامل شهر ادیس ابابا را به عهده گرفت .در 30 اوریل نیروهای ارتجاعی موجود در کمیته ی هماهنگی ارتش این کمیته را منحل اعلام کردندو کمیته ی دفاع ملی را تاسیس کردند.کمیته ی دفاع ملی به سرعت اتحادیه های کارگری ،دانشجویان و روزنامه نگاران را زیر شدیدترین حملات گرفت.تا اواخر ماه ژوئن نیروهای دموکرات و و انقلابی ارتش نمایندگان خود را به پایتخت گسیل داشتندو کمیته ی هماهنگی نیروهای مسلح به نمایندگی سرگرد منگیستر هایل ماریام مجددا تشکیل شد.

نیروهای انقلابی حال دارای یک سازمان پیشتاز بودند که برنامه ای روشن و صریح داشت.درگ در زبان امهره به نام شورا تشکیل شد و با ادامه مبارزات توده ای سرانجام در 12 سپتامبر با سرنگونی حکومت امپراتور هایل سلاسی انقلاب به پیروزی رسید.         

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت   توسط دلاسرنا  |